محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
94
مجمع الانساب ( فارسى )
يكى اشر ، و به آخر از راحيل پسرى آمد نام او را يوسف نهاد تا يازده پسر تمام شد . « 1 » و يوسف از همه نيكوتر بود و كهتر بود و بر پدر گرامىتر . يعقوب بعد از بيست و يك سال كه به زمين شام بود ، از خال دستورى خواست تا با زمين كنعان شود . او را دستورى داد و خواسته و فرزندان برگرفت و روى به كنعان نهاد . چون نزديك رسيد ، از برادرش عيص مىترسيد ، و عيص را آرزوى يعقوب مىبود ، و عيص بدان بيابان به شكار آمده بود . چون گوسفندان يعقوب ديد بپرسيد و يعقوب خدمتكاران را فرموده بود كه چون اين مرد بپرسد ، شما بگوييد كه اين مرد ، رهى عيص بن اسحاق است نام او يعقوب . پس چون عيص بپرسيد ايشان بگفتند . عيص گفت : او خدمتكار نيست ، او برادر من است . پس يعقوب پيدا شد و يكديگر را در كنار گرفتند و بگريستند و هر دو به شهر آمدند . و چون يك سال بگذشت ، يعقوب را از راحيل يك پسر ديگر آمد نام او ابن يامين . پس پسران يعقوب دوازده پسر راست شدند و راحيل بمرد و اين پسر در كنار خاله بماند . و خداى تعالى يعقوب را پيغمبرى داد و مردم بسيار به وى بگرويدند . و چون عيص ديد كه يعقوب پيغمبر شد ، نيز با او نتوانست بود . يعقوب را گفت : « اى برادر ! من ايدر بسيار بودم و تو به غربت بودى . اكنون من به غربت شدم ، تو ايدر باش و تو پيغمبر ايشانى » ، و يعقوب را بدرود كرد و روى به روم نهاد . او را پسرى بود نام او را روم نهاد . و عيص در روم بمرد و شهرهاى روم را به نام او بازخواندند ، و در همهء فرزندان عيص پيغمبر نبود مگر ايّوب الصّابر ، امّا فرزندان عيص اكثر ملوك بودند و قيصران روم همه از اسباط اويند .
--> ( 1 ) . نام فرزندان يعقوب در متون به صورتهاى گوناگونى آمده . در تفسير گازر : « روبيل و شمعون و لاوى و يهودا و يالون و يسجر - و مادر ايشان ليا بنت ليان بود و او دختر خالهء يعقوب بود - و چهار پسر ديگر از دو سريه داشت : دان و يقتالى و حاد و اشر . چون ليا را وفات رسيد يعقوب خواهر او راحيل به زنى كرد و از او يوسف و ابن يامين آمد » ( ج 4 ، ص 291 ) و در تفسير سورهء « يوسف » ، على بن على نجار شوشترى ( ص 44 ) چنين آمده : « گفتهاند كه اولاد يعقوب - كه تعبير از آنها به اسباط بنى اسرائيل شده - دوازده تن بودند : شش نفر آنها از ليا بودند : روبيل و شمعون و يهودا و لاوى و زيالون و يشخر كه ساخار نيز گويند . و از راحيل : يوسف و ابن يامين متولد شده و دو پسر از كنيز ديگر كه فلهه نام داشت . . . و ديگرى يقتال . و دو پسر ديگر از كنيز ديگر كه زلفه نام داشت : يكى كاد و ديگرى اشبر » .